عبد الرزاق اللاهيجي
8
گوهر مراد ( فارسى )
بازيچهء افكار عليل اين و آن خواهد شد و توحيد به شرك مبدّل خواهد گرديد ! ! ولى راه سوّم ، يك راه عقلايى قابل اعتماد است كه علماى راستين و از جمله حكيم ما ، سالك اين راهند و لذا مىبينيم در بسيارى از موارد از نصوص و ظواهر آيات و روايات ، استدلال مىكند و با دلايل غير قطعى از آنها دست بر نمىدارد و بخصوص در مواردى كه كتاب و سنّت نظر دارند ، روى استدلال آنها تكيه مىكند چنان كه در باب اثبات ضرورت نبوت در همين كتاب « گوهر مراد » در عين اينكه از قول فلاسفه ، متكلّمين و عرفاء استدلال مىكند ، قول امام صادق - عليه السلام - را كه در پاسخ زنديقى كه از او پرسيده بود : « من أين اثبت الأنبياء و الرسل ؟ قال : إنّا لمّا أثبتنا أنّ لنا خالقا صانعا . . . » « 1 » جامعتر و كاملتر مىداند و از اينرو آن را در اوّل باب دوّم از مقالهء سوّم ، نقل مىنمايد « 2 » . 4 - داشتن روح لطيف و عارفانه حكيم ما در برابر « جامدين » بىحال ، و « صوفيهء » بىبندوبار ، در عين عمل به همهء دستورات شريعت مطهره از شور و حال بندگى خاصّ خدا بودن و از غير او بريدن بهرهء ويژه داشت ، نه جمود بر ظواهر شريعت و بىبهرگى از روح عبادت را مىپسنديد و نه بىبند بىبندوبارى صوفيه و شلختگى آنان را ، براى تكامل روحى و نيل به سعادت واقعى هم از راه ظاهر بهره مىگرفت و هم از راه باطن و معتقد بود كه همواره شعار خلّص صحابه و كمّل علماى شريعت چنين بوده تا آنكه جماعتى تقليد اينان كرده و رسوم غير معهود ، احداث نمودند و تزيّى به زىّ خاص و تسمّى به اسم مخصوص را لازم شمردند و قوانين و اصطلاحات ، وضع كردند و « پيرى » و « مريدى » شايع شد و نيك و بد ، در هم شدند و « رطب و يابس » با هم آميختند . و اقرب به صواب ، همان اكتفا به نسبت عبوديت و بندگى كردن و از سمت و لقب مؤمنين و مخلصين صالحين و متّقين كه در قرآن مجيد و سنّت مطهره وارد شده تجاوز ننمودن ، و از زىّ و هيئت فقر و فنا در هر لباس كه باشد چنان كه شيوهء صحابه و تابعين بوده تعدّى ننمودن .
--> ( 1 ) اصول كافى ج 1 ص 167 . ( 2 ) گوهر مراد چاپ 1277 ص 252 .